دانایی خود را با دیگران در میان بگذاریم
شنبه ۲ اردیبهشت ۹۶ ساعت ۱۷:۴۸
0 نظر
گفتارها
رسول جعفریان
دانایی خود را با دیگران در میان بگذاریم

این را همه اعتراف می‌کنند که پس از رواج یافتن وات ساپ یا تلگرام یا دیگر برنامه های مشابه که امروزه در هر خانه و دستان هر آدمی دیده می شود، بازدید کنندگان تلویزیون و خوانندگان روزنامه، حتی از زمانی که مردم به سایت های خبری دسترسی داشتند، کاهش یافته است. تنوع، جذابیت، و مهم تر از همه امکان مشارکت و حضور در این قبیل شبکه ها، سبب گرایش بیشتر مردم به این امور شده است. اما تأثیر تلگرام تنها در حوزه خبر و گزارش و ادبیات و عکس و ... اینها باقی نمانده و نخواهد ماند. به واقع، روی مفهوم انتقال علم، تغییر روشها، استفاده از ظرفیت های ناپیدا در وجود آدمی، و حتی اموری که الان نمی توان فکرش را کرد، تاثیر خواهد گذاشت. 

در حوزه انتقال علم و دانش، به معنای کلی آن، باید در انتظار ابداعات بسیار جدیدی بود، نوآوری هایی که می تواند سرنوشت علم را در هر نقطه ای که زودتر به این روش‌ها برسند، رخ خواهد داد. مسلما در این باره با حدس ذهنی و فشار آوردن به مغز، و تبلیغات و برگزاری نشست و سخنرانی در باره تمدن نوین، کار حل و فصل نخواهد شد. 

مساله اصلی، سرمایه گذاری به طور خاص آن هم میان رشته ای روی این شبکه هاست، به طوری که جنبه های فنی آن از یک طرف، و شیوه های آموزشی آن از طرف دیگر، مورد بررسی قرار گیرد. شاید یک دانشجوی دکتری، در طول ده سال، فقط بتواند یک میلی متر، در یک حوزه بسیار بعید از ذهن عادی، کاری را در یک زمینه پیش ببرد یا نبرد، اما این مهم است که به فکر او باشیم. پول و امکانات فنی در اختیارش بگذاریم. در تمام رشته های مرتبط با امر «انتقال علم» همین وضعیت وجود دارد. 

مسلما با «فقر» و «نداری» و «ندار کردن مردم» کاری نمی توان کرد. دانشجویی که فکرش تهیه معاش روزانه باشد، جایی برای نشستن نداشته باشد، کتابخانه بروزی در اختیارش نباشد، امکانات فنی و آزمایشگاهی نداشته باشد، مدیر قابلی بالای سرش نباشد، همه اش نگران آینده اش باشد، وجود و عدمش یکسان است. اصلاح این امر تنها یکی از جنبه های پیشرفت است. 

به هر حال، تغییرات جدید در نظام آموزشی و انتقال مفاهیم و باز کردن راه برای پیشرفت از طریق توسعه علم، مسلما در راه است، اما و اصلا کسی در بالا و پایین تصور نکند، اتفاق غیر عادی برای پیشرفت و تمدن رخ خواهد داد. اگر کسی دلش برای پیشرفت مردمش می طپد، پولی فراهم کند، امکاناتی تدارک ببیند، مدیرانی نیرومند بکار گمارد، شفافیت علمی را اصل قرار دهد، بی جهت همه را نگران نکند، دانشمندان را احترام نهد، و باز هم تاکید می کنم، فقر این طبقه را که باید عقل جامعه باشند، از بین ببرد، تا بشود کاری کرد. 

اما حقیقت قصد نداشتم این مطالب را بگویم، بیش از همه بحثم روی مشارکت علمی همه طبقات فرهیخته و فهیم و اهل مطالعه بود. علم از طریق مشارکت همگانی رواج می گیرد. همه چیز را همه کس دانند. پس باید علوم همه روی هم ریخته شود. کسی که یک جمله می داند، یا کسی که هزار جمله. باید کاری کرد تا استادان و دانشجویان اهل پژوهش، به راحتی معلومات خود را با دیگران شر کنند. 

اگر قرار است استادی در یک هفته یک یا چند کتاب بخواند، چرا آنچه را فراگرفته با دیگران در میان نگذارد؟ مگر این کار چه قدر وقت او را خواهد گرفت؟ او به راحتی می تواند دانشی را که فراگرفته، و در ذهنش تجزیه و تحلیل کرده، یا گوشه چشم انتقادی به آن داشته، با دانشجویانش و دیگران، در میان بگذارد. طبیعی است که این کار وقت گیر است، و او فکر خواهد کرد که چه کسانی از او حمایت خواهند کرد؟ آیا چه میزان از این کار او حمایت خواهد شد؟ 

با این حال، نباید استادان به این جهت زیاد فکر کنند، مهم آن است که رسالت معلمی را با توجه به نرم افزارهای جدیدی که رواج یافته، با توجه به تکنیکی که بشر به آن دست یافته، بهتر انجام دهند.

وبلاگ دکتر رسول جعفریان در خبرآنلاین